به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس،
مهدی اهل وفا بود. امکان نداشت قولی بدهد یا مسئولیتی را بپذیرد اما لحظه ای به آن وفادار نباشد. چه آن وقت که پای تعهدش به این انقلاب ماند و از رفتن به فرانسه صرف نظر کرد و چه وقتی که به پدرش قول داد مغازه کتابفروشیاش را تعطیل نکند و به خاطر همین موضوع از رفتن به دانشگاه صرف نظر کرد. حالا که مهدی زین الدین شده بود فرمانده لشکر و جان تعدادی از جوانان این ملت به تصمیم و عملکردش در جنگ ارتباط داشت، تعهدش خیلی بیشتر از قبل شده بود به همین خاطر از عزیزترین چیزهایش میگذشت. یکی از همرزمانش خاطرهای را از او اینطور روایت میکند:

چند روز پیش بچهدار شده بود. دم سنگر که دیدمش، لبه پاکت نامه از جیب کنار شلوارش زده بود بیرون. گفتم: هان، آقا مهدی خبری رسیده؟ چشمهایش برق زد و گفت: «خبر که... راستش عکسش رو فرستادن.»
خیلی دوست داشتم عکس بچهاش را ببینم. با عجله گفتم: خب بده، ببینم.
گفت: خودم هنوز ندیدمش. خورد توی ذوقم. قیافهام را که دید، گفت: راستش میترسم؛ میترسم توی این بحبوحه عملیات، اگه عکسش رو ببینم، محبت پدر و فرزندی کار دستم بده و حواسم بره پیشش. نگاهش کردم. چه میتوانستم بگویم؟ گفتم: خیلی خب، پس باشه هر وقت خودت دیدی، من هم میبینم.
فرمانده لشکر 17 علی بن ابی طالب (علیه السلام )
به سال 1338 ه.ش در کانون گرم خانواده ای مذهبی ، متدین و از پیروان مکتب سرخ تشیع ، درتهران دیده به جهان گشود .
مادرش بانویی مانوس با قرآن و آشنای با دین و مذهب بود برای تربیت فرزندش کوشش فراوانی نمود . داشتن وضو ، مخصوصا هنگام شیر دادن فرزندانش برایش فرضیه بود و با مهر و محبت مادری ، مسائل اسلامی را به آنها تعلیم می داد.
نبوغ و استعداد مهدی باعث شد که او در اوان کودکی قرآن را بدون معلم و استاد یاد بگیرد و بر قرائت مستمر آن تلاش نماید . پس از ورود به دبستان در اوقات بیکاری به پدرش که کتابفروشیداشت ، کمک می کرد .
فعالیتهای سیاسی – مذهبی
مهدی در دوران تحصیلات متوسطه اش به لحاظ زمینه هایی که داشت با مسائل سیاسی ومذهبی آشنا شد و در این مدت که با شهید محراب آیت الله مدنی مانوس بود ، روح تشنه خود را بانصایح ارزنده و هدایتگر آن شهید بزرگوار سیراب نمود ودر واقع حساس ترین دوران جوانی به هدایتویژه ای دست یافته بود به همین دلیل از حضرت آیت الله مدنی بسیار یاد می کرد و رشد مذهبی
خود را مدیون ایشان می دانست .
در مسیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی ، پدر برای بار دوم از خرم آباد به سقز تبعید گردید . اینامر باعث شد تا مهدی که خود در مبارزات نقش فعالی داشت دوری پدر را تحمل کند و سهم پدر رانیز در مبارزات خرم اباد بر دوش کشد .
در ادامه مبارزات سیاسی دوران دبیرستان ، کینه عمیقی نسبت به رژیم پهلوی پیدا کرد و زمان کهحزب رستاخیز شروع به عضو گیری اجباری می نمود شهید زین الدین به عضویت این حزب در نیامدو با سوابقی که از او داشتند از دبیرستان اخراجش کردند . به ناچار برای ادامه تحصیل با تغییر ازریاضی به طبیعی موفق به اخذ دیپلم گردید و در کنکور سال 1356 شرکت کرد و ضمن موفقیتتوانست رتبه چهارم را در بین پذیرفته شدگان دانشگاه شیراز بدست اورد . این امر مصادف با تبعیدپدرش به جرم حمایت امام خمینی از خرماباد به سقز و موجب انصراف از ادامه تحصیل و ورود جدیتر او در سنگر مبارزه پدرش شد .
پس ازمدتی پدر شهید زین الدین از سقز به اقلید فارس تبعید شد . این ایام که مصادف با جریاناتانقلاب اسلامی بود ، پدر با استفاده از فرصت پیش آمده ، مخفیانه محل زندگی را به قم انتقال داد.مهدی نیز همراه سایر اعضای خانواده ، از خرم آباد به قم آمد و در هدایت مبارزات مردمی نقشموثری را عهده دار شد .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جزو اولین کسانی بود که جذب نهاد مقدس جهاد سازندگی شدو باتشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قم ، برای انجام وظیفه شرعی و اجتماعی خود و حفظ وحراست از دست آورده های خونین انقلاب ، به این نهاد مقدس پیوست . ابتدادر قسمت پذیرش وپس از آن به عنوان مسوول واحد اطلاعات سپاه قم انجام وظیفه کرد .شهید زین الدین در زمان مسئولیت خود در واحد اطلاعات که همزمان با غائله خلق مسلمان وتوطئه های پیچیده ضد انقلاب در شهر خون و قیام «قم» با ابزار نقش فعال خود با برخورداری ازبینش عمیق سیاسی ، در خنثی کردن حرکتهای انحرافی و ضد انقلابی گروهکهای آمریکایی نقشبسزایی داشت .شهید زین الدین در عملیات بیت المقدس مسئولیت اطلاعات عملیات قرار گاه نصر را به عهدهداشت و به خاطر لیاقت ، ایمان و خلوص استعداد رزمی و شاعت فراوان ، در عملیات رمضان بهعنوان فرمانده تیپ علی ابن ابیطالب – که بعد ها به لشگر تبدیل شد ، انتخاب گردید .در عملیات رمضان لشگر علی ابن ابیطالب جزو یگانهای مانوری و خط شکن بود و به حول قوه الهیو با قدرت فرماندهی و هدایت ایشان در بکارگیری صحیح نیروها و موفقیت آن یگان در این عملیاتبعد ها این تیپ ، به لشکر تبدیل شد.لشکر مقدس علی ابن ابیطالب در تمام صحنه های نبرد سپاهان اسلام خط شکن و به عنوان یکیاز یگانهای همیشه موفق ، نقش حساس و تعیین کننده ای را بر عهده داشت .صبر ، استقامت مقاومت جانانه و به یاد ماندنی این یگان ، همگام با سایر یگانها در عملیاتپیروزمندانه خیبر بسیار مشهور است .هنگامی که دشمن از هوا و زمین و با انواع جنگ افزار ها و هواپیماهای توپولوف و مین و بمبهایشیمیایی و پرتاب یک میلیون و دویست هزار گلوله توپ و خمپاره ، جزاری جنوبی مجنون را آماجحملات خویش قرار داده بود او و یگان تحت امرش مردانه و تا آخرین نفس جنگیدند و دشمن زبون رابه عقب راندند و جزایر را حفظ کردند.
ویژگی های اخلاقی
از خصوصیات بارز ا و شجاعت و شهامت بود . خط شکنی های شبهای عملیات و جنگیدن بادشمن درروز و مقاومت در برابر سخت ترین تانکها به خاطر روحیه بود ، روحیه ای که اساس و بنیانآن برایمان و اعتقاد به خدا استوار بود .مجاهدت دائمی او برای خدا بود و هیچگاه اثر خستگی روحی در وجودش دیده نمی شد .شهید زین الدین در کنار تلاش بی وقفه اش از مستحبات غافل نبود . اعتقاد داشت که جبهه هانبرد ، مکانی مقدس است و انسان در این مکان ، به خدا تقرب پیدا می کند . همیشه به رزمندگانسفارش می کرد به تزکیه نفس و جهاد اکبر بپردازند .او همواره سعی می نمود که همیشه با وضو باشند . به نماز اول وقت توجه بسیار داشت و با قرآنمجید مانوس بود و به حفظ آیات آن می پرداخت .به دلیل اهمیتی که برای مسائل معنوی قائل بود ، نماز را با تانی و خلوص مخصوصی به پا میداشت .فردی سراپا تسلیم بود و توجه به دعا ، نماز و جلسات مذهبی از همان دوران کودکی در زندگیمهدی متجلی بود.با علاقه خاصی به بسیجی ها توجه می کرد . محبت این عناصردر دل او جایگاه ویژه ای داشت .برای رسیدگی به وضعیت نیروها و مطلع شدن از احوال برادران رزمنده خود به واحد ها ، یگانها ومقر های لشکر سرکشی می نمود و مشکلات آنان را رسیدگی و پیگیری می کرد . همواره به برادران سفارش می کرد که سبت به آنها بدهکار بدانند و یقین داشته باشند که آنها حق بزرگی برگردن ما دارند .شیفتگی و محبت ویژه ای به اهل بیت عصمت و تهارت داشت . با شناختی که از ولایت فقیهداشت از صمیم قلب به امام خمینی عشق می ورزید . با قلبی مملو از تخلص ، ایمان و علاقه ازدستورات و فرامین آن حضرت تبعیت می نمود. به دقت پیام ها و سخنرانی های ایشان را گوشمی کرد و سعی داشت که همان را ملاک عمل خود قراردهد و از حدود تعیین شده به هیچ وجهتجاوز نکند .فقط اموال بیت المال برای شهید زین الدین از اهمیت خاصی برخوردار بود . همواره در مسئولیت و جایگاهی که قرار داشت نهایت دقت خود را به کار می برد تا اسراف و تبذیر نشود . بارها می گفت:در مقابل بیت المال مسئول هستیم .در استفاده از نعمت های الهی و حتی غذای روزمره میانه روی می کرد .او خود راآماده رفتن کرده بود و همواره برای کم کردن تعلقات مادی تلاش می کرد . ایثارر و فداکاریاو در تمام زمینه ها ، بیانگر این ویژگی و خصوصیتش بود .برای اخلاص و تعهد آن شهید کمتر مشابهی می توان یافت.او جز به اسلام و انجام تکلیف الهی خود نمی اندیشید در مناجات و راز و نیازهایش این جمله رابارها تکرار می کرد :ای خدا ! این جان ناقابل را از ما قبول بفرما و در عوض آن ، فقط اسلام را پیروز کن .از آن جا که برادران ، ایشان را به عنوان الگویی برای خود قرار داده بودند ، سعی می کردند اخلاق ورفتارشان مثل ایشان باشد .او شخصیتی چند بعدی داشت : شخصیتی پرورش یافته در مکتب انسان ساز اسلام . خیلی هاشیفته اخلاق ، رفتار و مدیریت و فرمااندهی او بودند و اورا یک برادر بزرگتر و معلم اخلاق میدانستند زیرا اوقبل از آنکه لشکر را بسازد ، خود را ساخته بود .اخلاق ورفتار او با توجه به اقتضای مسئولیتهای نظامی اش که دارای صلابت و قدرت خاصی بود ،زمانی که با بسیجیان مواجه می شد برادری صمیمی و دلسوز برای آنها بود .شهید مدنی زین الدین در زمنه تربیت کادرهای پرتوان بریا مسئولیتهای مختلف لشکر به گونه ایبرنامه ریزی کرده بود که در واحد های مختلف ، حداقل سه نفر در راس امور و در جریان کارهاباشند .اویکی از فرماندهان محبوب جبهه ها به شمار می آمد فرماندهی که نور معرفت ، تقوا ، صبر وواستقامت سراسر وجودش را فرا گرفته یود و این نورانیت به اطرافیان نیز سرایت کرده بود چنانچهگفته می شود :70% نیروهای پاسدار و بسییجی آن لشکر ، نماز شب می خواندند .
نحوه شهادت
گوشه ای از وصیت نامه شهید مهدی زین الدین







